دلم کـــــــــــمی خدا میخواد…
کمی سکـــــــــــوت
کمی دل بریدن میخواد…
کمی اشک
کمی بهت…
کمی آغوش آسمانی
کمی دور شدن از این آدمها…!
کمی رسیدن به خدا…



تاريخ : چهارشنبه ٢٦ مهر ۱۳٩٦ | ٩:۱٩ ‎ق.ظ | نویسنده : vanda | نظرات ()

 گاهی گــذشــت میکنم ...

 گاهی گـذر ...

 " کاش

بدانی فرق بین این دو را ....



تاريخ : یکشنبه ٢٢ شهریور ۱۳٩٤ | ۱۱:٤٩ ‎ب.ظ | نویسنده : vanda | نظرات ()

در زندگـﮯ بـرآﮮ هر آدمـﮯ !

  از یـڪ روز  ،  ازیک جا  از یـڪ نفـر  بـہ بعـد...!

دیگـر هـیچ چیـز مثـل قبـل نیستــ!

نـہ روزهآ، نـہ رنگ هآ،نـہ خیـآبـآטּ هآ

همـہ چیـز مـﮯ شـود او



تاريخ : سه‌شنبه ٢٥ مهر ۱۳٩٦ | ٢:٠٠ ‎ب.ظ | نویسنده : vanda | نظرات ()

دلتنگی ها گاه ازجنس اشکند وگاه ازجنس بغض

  گاه سکوت میشوند و خاموش می مانند

  گاه هـ ـ ق هـ ـ ق میشوند و می بارند

  "دلتنگی"  من  اما جنس عجیبی دارد....

 



تاريخ : یکشنبه ٢٢ شهریور ۱۳٩٤ | ۱۱:۳٧ ‎ب.ظ | نویسنده : vanda | نظرات ()

 می خواهم با تو سخن بگویم....

می خواهم باز چهره ات را با همان لبخند کودکانه ببینم...

می خواهم هر چه انتهایش به اسم تو و یاد تو ختم می شود...

شعر هایم ناتمام ماندند...اسیر دلتنگی شدم من...

و خواب مرا به رویای با تو بودن می رساند...

کاش خیابان های شلوغ سهم ما نبود...

اما..غصه ای نخواهم خورد...

اشکهایم را برای شانه های تو ذخیره خواهم کرد...

حرف های ناتمامم را به روی دیوار قلبم حک می کنم

و با دیدنت همه را تکمیل می کنم...

پاییز از راه می رسد و ما دوباره به بودن

و رسیدن به انتهای جاده ی سرنوشت می اندیشیم...



تاريخ : دوشنبه ۱٩ امرداد ۱۳٩٤ | ٧:٥٥ ‎ب.ظ | نویسنده : vanda | نظرات ()

بهـ گمـــــــــانم در زنــــــــدگی هرکس بـــــاید یک نفر باشد...

 

مرد و زن بـــــــودنش مهــــــــــم نیست...

 

فقط باید یــــــک نفــــــــر باشد...

 

یک آدم ...

 

یک دوســــــت...

 

یک همـــــــدم... یک رفیـــــــــق...

 

یک نفـــــــــر که جــــــــویای حالـــــــــت باشد...

 

که نگرانـــــــت باشد...

 

که تو را بهتـــــــر از خــــــــودت بشناسد...

 

یک نفر که شماره اش را بگیری و بگویی حالم بد است..

 

شنیدن همین یک جمله کافیست تا کار وزندگی اش را تعطیل کند...

 

و به سرعت باد خودش را به تو برساند...

 

آخر خوشبختـــــــــیست یک نفر در زنـــــــــدگیت باشد...

 

که تنها نباشی ...

 

که تنـــــــــــها نمــــــــــــانی



تاريخ : یکشنبه ٧ تیر ۱۳٩٤ | ٦:۱٥ ‎ب.ظ | نویسنده : vanda | نظرات ()
 
دلم گرفته ای دوست، هوای گریه با من

 گر از قفـس گریـزم کجـا روم، کجـا مـن؟


 



تاريخ : چهارشنبه ٦ اسفند ۱۳٩۳ | ۱٠:٠٧ ‎ق.ظ | نویسنده : vanda | نظرات ()

هر چقدر آدما رو بیشتر می شناسی

 تنهایی و سکوت

 دل چسب تر میشه!!!!!!!!!!!!!!!!ناراحت

 



تاريخ : چهارشنبه ٦ اسفند ۱۳٩۳ | ٩:۳۳ ‎ق.ظ | نویسنده : vanda | نظرات ()

 

 با تمـام مـداد رنگـی هـای دنـیا
بـه هـر زبـانی که بـدانی یـا نـدانی !
خـالی از هـرتشبیه و استعـاره و ایهـام …
تنهـا یکــ جملـه برایـت خـواهـم نوشت :
بهترین دوست دنیایی ....... .لبخند



تاريخ : پنجشنبه ٩ امرداد ۱۳٩۳ | ۱٠:٤٠ ‎ق.ظ | نویسنده : vanda | نظرات ()
تاريخ : شنبه ٢٦ فروردین ۱۳٩٦ | ٩:٠٤ ‎ق.ظ | نویسنده : vanda | نظرات ()

سکوت خطرناک تر از "حرف هاى نیش دار" است

بدون شک کسى که "سکوت" میکند ،

روزى حرفایش را سرنوشت به شما خواهد گفت . . .



تاريخ : سه‌شنبه ٢۸ خرداد ۱۳٩٢ | ٧:٥٠ ‎ق.ظ | نویسنده : vanda | نظرات ()

 

پ مثل پناه ؛

پ مثل پدر ؛

همانکه نبودنش مرگ غرورم را رقم زد ،

و جای خالیش؛

اندوه بار بر سرمان هوار میکشد!

کاش من هم پدر  داشتم !

تا  بجای خیرات ، هدیه میخریدیم .

و به جای روزت مبارک پدر،

نمیگفتیم روحت شادپدر!

که مسیر چگونه زیستن را به من آموختی .

برای شادی روح همه پدران آسمانی فاتحه بخوانیم .



تاريخ : چهارشنبه ۱ خرداد ۱۳٩٢ | ۱۱:٤٤ ‎ق.ظ | نویسنده : vanda | نظرات ()
خدای من
نه آن قدر پاکم که کمکم کنی و نه آن قدر بدم که رهایم کنی
میان این دو گمم
هم خود را و هم تو را آزار میدهم
هر چه قدر تلاش کردم نتوانستم آنی باشم که تو خواستی
و هرگز دوست ندارم آنی باشم که تو رهایم کنی
آنقدر بی تو تنها هستم که بی تو یعنی “هیچ” یعنی “پوچ”
خدایا هیچ وقت رهـــایم نکن . .


تاريخ : یکشنبه ٥ آبان ۱۳٩٢ | ٢:٠٠ ‎ب.ظ | نویسنده : vanda | نظرات ()

از شیخ پرسیدند :

خیلی سخت می گذرد ، چـه باید کرد ؟

شیخ می فرماید :

خودت که میگویی،سخت میگذرد سخت که نمیماند!

پس خـــدا را شکــر کـه میگذرد و نمیماند ...



تاريخ : یکشنبه ۱ اردیبهشت ۱۳٩٢ | ۱۱:٠۱ ‎ق.ظ | نویسنده : vanda | نظرات ()

 

 دروغ رو هــمــه مــیــگـــن

امــا اونــجــاش بــه آدم فــشــار مـــیــاد

کــه هــمــراه بــا شــنــیـــدنِ دروغ

خــر هـــم فـــرض بــشـــی



تاريخ : یکشنبه ۱ اردیبهشت ۱۳٩٢ | ۱٠:٤٧ ‎ق.ظ | نویسنده : vanda | نظرات ()

خدایا!

من دلم قرصه!

کسی غیر از تو با من نیست

خیالت از زمین راحت، که حتی روز روشن نیست

کسی اینجا نمیبینه، که دنیا زیر چشماته

یه عمره یادمون رفته، زمین دار مکافاته

فراموشم شده گاهی، که این پایین چه ها کردم

که روزی باید از اینجا، بازم پیش تو برگردم

خدایا وقت برگشتن، یه کم با من مدارا کن

شنیدم گرمه آغوشت

اگه میشه منم جا کن...



تاريخ : یکشنبه ۱ اردیبهشت ۱۳٩٢ | ۱٠:۳۳ ‎ق.ظ | نویسنده : vanda | نظرات ()

بیائید

تا هستیم همدیگر را لمس کنیم،

 سنگ قبر احساس ندارد . . .



تاريخ : یکشنبه ۱ اردیبهشت ۱۳٩٢ | ۱٠:٢۱ ‎ق.ظ | نویسنده : vanda | نظرات ()


” سکوت “

خطرناکتر از حرفهای نیشدار است

کسی که سکوت میکند ،

روزی

” سرنوشت “

حرفهایش را به شما خواهد گفت



تاريخ : یکشنبه ۱ اردیبهشت ۱۳٩٢ | ۱٠:۱۸ ‎ق.ظ | نویسنده : vanda | نظرات ()





تاريخ : یکشنبه ٥ آبان ۱۳٩٢ | ٢:٠۱ ‎ب.ظ | نویسنده : vanda | نظرات ()

دلم کـــــــــــمی خدا میخواد…
کمی سکـــــــــــوت
کمی دل بریدن میخواد…
کمی اشک…
کمی بهت…
کمی آغوش آسمانی
کمی دور شدن از این آدمها…!
کمی رسیدن به خدا…
.



تاريخ : سه‌شنبه ٢٧ فروردین ۱۳٩٢ | ٧:٤٠ ‎ق.ظ | نویسنده : vanda | نظرات ()
تاريخ : جمعه ٥ آبان ۱۳٩٦ | ۱۱:٠٠ ‎ق.ظ | نویسنده : vanda | نظرات ()

 


بگذآر سُ _ ک _ و _ تـ قآنون زندگی مَن بآشد…
وَقتی وآژِه هآ دَرد رآ نِمی فَهمند….
.



تاريخ : سه‌شنبه ٢٠ فروردین ۱۳٩٢ | ۱۱:۱٢ ‎ق.ظ | نویسنده : vanda | نظرات ()

 آدم  جالبی هستم
وقتی خوشم هیچ کس را نمی بینم
ولی...
وقتی ناخوشم،
توقع دارم همه من رو ببینن...!!!



تاريخ : سه‌شنبه ٢٠ فروردین ۱۳٩٢ | ۸:۱٢ ‎ق.ظ | نویسنده : vanda | نظرات ()

 

در برخورد با دیگران

ساده نباش!!

زیرا سادگی ات را

نشانه میگیرند!

برای درهم شکستن

غرورت!!!



تاريخ : سه‌شنبه ٩ تیر ۱۳٩٤ | ٩:٠٢ ‎ق.ظ | نویسنده : vanda | نظرات ()

 

گاهی وقتها چقدر ساده عروسک میشویم،

 نه لبخند میزنیم نه شکایت میکنیم،

 فقط احمقانه سکوت میکنیم!!



تاريخ : دوشنبه ۱٩ فروردین ۱۳٩٢ | ٧:٥٧ ‎ق.ظ | نویسنده : vanda | نظرات ()
دلتنگم ...
تنهایم...
دردمندم...
و نیازمندم به درگاهت...
دستم را رها مکن که اگر تو راه به من نشان ندهی چگونه در این ظلمت به خانه باز گردم!
خدایا.......
 


تاريخ : شنبه ٦ آبان ۱۳٩٦ | ۱٠:٠٠ ‎ق.ظ | نویسنده : vanda | نظرات ()

29 اسفند تولدمه .....  لبخند از امروز ، هر روز تولدم مبارک ....    نیشخند

  

 

   چه لطیف است حس آغازی دوباره ... تصاویر زیباسازی ، کد موسیقی ، قالب وبلاگ ، خدمات وبلاگ نویسان ، تصاویر یاهو ، پیچک دات نت www.pichak.net

تصاویر زیباسازی ، کد موسیقی ، قالب وبلاگ ، خدمات وبلاگ نویسان ، تصاویر یاهو ، پیچک دات نت www.pichak.netچه زیباست رسیدن دوباره تصاویر زیباسازی ، کد موسیقی ، قالب وبلاگ ، خدمات وبلاگ نویسان ، تصاویر یاهو ، پیچک دات نت www.pichak.net

تصاویر زیباسازی ، کد موسیقی ، قالب وبلاگ ، خدمات وبلاگ نویسان ، تصاویر یاهو ، پیچک دات نت www.pichak.netبه روز زیبای آغاز نفس کشیدن ... تصاویر زیباسازی ، کد موسیقی ، قالب وبلاگ ، خدمات وبلاگ نویسان ، تصاویر یاهو ، پیچک دات نت www.pichak.net

تصاویر زیباسازی ، کد موسیقی ، قالب وبلاگ ، خدمات وبلاگ نویسان ، تصاویر یاهو ، پیچک دات نت www.pichak.netو چه اندازه عجیب است ... تصاویر زیباسازی ، کد موسیقی ، قالب وبلاگ ، خدمات وبلاگ نویسان ، تصاویر یاهو ، پیچک دات نت www.pichak.net

تصاویر زیباسازی ، کد موسیقی ، قالب وبلاگ ، خدمات وبلاگ نویسان ، تصاویر یاهو ، پیچک دات نت www.pichak.netروز ابتدای بودن ... تصاویر زیباسازی ، کد موسیقی ، قالب وبلاگ ، خدمات وبلاگ نویسان ، تصاویر یاهو ، پیچک دات نت www.pichak.net

تصاویر زیباسازی ، کد موسیقی ، قالب وبلاگ ، خدمات وبلاگ نویسان ، تصاویر یاهو ، پیچک دات نت www.pichak.netوچه اندازه شیرین است امروز ... تصاویر زیباسازی ، کد موسیقی ، قالب وبلاگ ، خدمات وبلاگ نویسان ، تصاویر یاهو ، پیچک دات نت www.pichak.net

 تصاویر زیباسازی ، کد موسیقی ، قالب وبلاگ ، خدمات وبلاگ نویسان ، تصاویر یاهو ، پیچک دات نت www.pichak.netروز میلاد من ... تصاویر زیباسازی ، کد موسیقی ، قالب وبلاگ ، خدمات وبلاگ نویسان ، تصاویر یاهو ، پیچک دات نت www.pichak.net

تصاویر زیباسازی ، کد موسیقی ، قالب وبلاگ ، خدمات وبلاگ نویسان ، تصاویر یاهو ، پیچک دات نت www.pichak.netروز من ... تصاویر زیباسازی ، کد موسیقی ، قالب وبلاگ ، خدمات وبلاگ نویسان ، تصاویر یاهو ، پیچک دات نت www.pichak.net

 



تاريخ : دوشنبه ٢۱ اسفند ۱۳٩۱ | ۱٢:٤٤ ‎ب.ظ | نویسنده : vanda | نظرات ()



تاريخ : سه‌شنبه ٢٢ اسفند ۱۳٩۱ | ٧:۳٠ ‎ق.ظ | نویسنده : vanda | نظرات ()

وقتی کسی رودوست داری،این یه چیزه!

 وقتی کسی تورو دوست داره این یه چیز دیگه!

اماوقتی کسی رودوست داری که تو رو دوستداره این یعنی همه چیز!



تاريخ : سه‌شنبه ۱٥ اسفند ۱۳٩۱ | ۱۱:۱٩ ‎ق.ظ | نویسنده : vanda | نظرات ()

خدایا اجازه هست ورقمو بدم

میدونم هنوز وقت امتحان تموم نشده

ببخش ولی خسته شدم... ناراحت

 


تاريخ : چهارشنبه ٢۳ اسفند ۱۳٩۱ | ۸:۱٠ ‎ق.ظ | نویسنده : vanda | نظرات ()

توی این چنـــد ســـال عمرم یه چیـزو خـــوب فهـــمیدم؛

 

گذر زمــــان هیچ چیـــزو حــــل نمیکنه؛

 

ماســـت مــــالی میــکنه!!...



تاريخ : چهارشنبه ٢٦ مهر ۱۳٩٦ | ۱٠:٠٠ ‎ق.ظ | نویسنده : vanda | نظرات ()

همیشه چـوب

 سوختنی نیست،

خـــوردنی هم هست

مــا گاهی چوبِ ســـــادگیمون رو میـــــخوریم .



تاريخ : شنبه ٥ اسفند ۱۳٩۱ | ٧:٥٦ ‎ق.ظ | نویسنده : vanda | نظرات ()

 

آری از پشت کوه آمده ام…

 چه می دانستم این ور کوه باید برای ثروت، حرام خورد؟!

 برای عشق خیانت کرد

 برای خوب دیده شدن دیگری را بد نشان داد

 برای به عرش رسیدن دیگری را به فرش کشاند

 وقتی هم با تمام سادگی دلیلش را می پرسم

می گویند: از پشت کوه آمده!

 ترجیح می دهم به پشت کوه برگردم

 و تنها دغدغه ام سالم برگرداندن گوسفندان از دست گرگ ها باشد،

  تا اینکه این ور کوه باشم و گرگ!

 



تاريخ : چهارشنبه ٢ اسفند ۱۳٩۱ | ٧:٤۱ ‎ق.ظ | نویسنده : vanda | نظرات ()

گذشت آن روزها ، که حکم "دل" بود و تو حاکم ؛

دیر زمانی ست که حکم "خشت" است و دیگر ...

بی جهت بالا نخوان که دست ات برایم رو شده لعنتـــی

اینبار اسم این بازی " بیـــــــــدل " است .




ای قلم ، تو بنویس...

بنویس که چگونه پای احساس شکست؛

بنویس که چگونه بازوی جوانی و غرور خرد شد؛

بنویس لامذهب...بنویــس

بنویس که نفسها چگونه به شماره افتاد؛

بنویس که دیگر جایی برای تراش خوردن بر پیکرت نمانده است؛

ای قلم ...

بنویس که دیگـــر سیــرشده ای از نوشتن .


بی خیال به درخت تکیه خواهم داد

آ ه و سیگارمی کشم ....

و تخمه و غصه ,خواهم خورد

نگرانم نباش ...

من به زمین خوردن عادت دارم .

جاخالی دادن توی ذات اشیاء است....


روز رفتنت

آنچنان زار و درمانده ..

همچون کودکی یتیم پایکوبان و اشک ریزانِ قدم هایت شوم

که دلِ روزگار بلرزد و آهِ من دامان سرنوشت را بگیرد...

شک نکن..

آن روز روزگار و سرنوشت ، هر دو

از ترسِ آهِ دامن گیرِ من، تورا به من باز پس خواهند...

داد.....

شــــک نکن...



سال نو مــی شود ...

روزها نو مــی شوند ...

دیدار ها نـو مــی شوند ...

ای دلِ بیچــــــاره ام ،

تنهــــــا زخم کهنۀ تو از سالها خاطره است که کهنه و کهنه تر مــی شود .



تاريخ : شنبه ٢۸ بهمن ۱۳٩۱ | ۱۱:٥۱ ‎ق.ظ | نویسنده : vanda | نظرات ()
کاش قبل از اینکه درمورد راه رفتن کسی قضاوت کنیم.
 
چند قدمی با کفش های او راه می رفتیم.


تاريخ : شنبه ٢۸ بهمن ۱۳٩۱ | ۱۱:٠۳ ‎ق.ظ | نویسنده : vanda | نظرات ()

قند خون مادر بالاست
دلش اما همیشه شور می زند برای ما



اشک‌های مادر , ...مروارید شده است در صدف چشمانش
دکترها اسمش را گذاشته‌اند آب مروارید!
حرف‌ها دارد چشمان مادر ؛ گویی زیرنویس فارسی دارد
دستانش را نوازش می کنم
داستانی دارد دستانش




تاريخ : شنبه ٢۸ بهمن ۱۳٩۱ | ۱٠:٢۱ ‎ق.ظ | نویسنده : vanda | نظرات ()

در "نقاشی هایم" تنهاییم را پنهان می کنم...
در "دلم" دلتنگی ام را...
در "سکوتم" حرف های نگفته ام را...
در "لبخندم" غصه هایم را...
دل من...
چه خردساااااال است !!!
ساده می نگرد !
ساده می خندد !
ساده می پوشد !
دل من...
از تبار دیوارهای کاهگلی است!!!
ساده می افتد !
ساده می شکند !
ساده می میرد !
سااااااااااااااااااااااده



تاريخ : شنبه ٢۸ بهمن ۱۳٩۱ | ۱٠:۱٠ ‎ق.ظ | نویسنده : vanda | نظرات ()

دست های کوچکش
به زور به شیشه های ماشین شاسی بلند حاجی می رسد
التماس می کند : آقا... آقا " دعا " می خری؟
و حاجی بی اعتنا تسبیح دانه درشتش را می گرداند
و برای فرج آقا " دعا " می کند....



تاريخ : شنبه ٢۸ بهمن ۱۳٩۱ | ۱٠:٠۸ ‎ق.ظ | نویسنده : vanda | نظرات ()

انسان های بزرگ دو دل دارند :

دلی که درد می کشد و پنهان است و

دلی که می خندد و آشکار است ...

<پروفسور محمود حسابی >



تاريخ : شنبه ٢۸ بهمن ۱۳٩۱ | ۱٠:٠٤ ‎ق.ظ | نویسنده : vanda | نظرات ()

گنجشک می خندید به اینکه چرا هر روز
بی هیچ پولی برایش دانه می پاشم...
من می گریستم به اینکه حتی او هم
محبت مرا از سادگی ام می پندارد...



تاريخ : شنبه ٢۸ بهمن ۱۳٩۱ | ۱٠:٠٢ ‎ق.ظ | نویسنده : vanda | نظرات ()

دلتنگم،
مثل مادر بی سوادی
که دلش هوای بچه اش را کرده
ولی بلد نیست شماره اش را بگیره.
 



تاريخ : شنبه ٢۸ بهمن ۱۳٩۱ | ۱٠:٠۱ ‎ق.ظ | نویسنده : vanda | نظرات ()

نگـــــــران نباش،
حــــال مـــن خـــــــوب اســت بــزرگ شـــده ام …
دیگر آنقـــدر کــوچک نیستـم که در دلــــتنگی هـــایم گم شــــوم
آمـوختــه ام، که این فـــاصــله ی کوتـــاه، بین لبخند و اشک نامش ” زندگیست ”
آمــوختــه ام که دیگــر دلم برای ” کسی ” تنگ نشــــود…
راســــــتی، بهتــــــــــر از قبل دروغ می گویــــم…
” حــــال مـــن خـــــــوب اســت ” … خــــــوبِ خــــوب…



تاريخ : پنجشنبه ۳ اسفند ۱۳٩۱ | ۱٢:٠٠ ‎ب.ظ | نویسنده : vanda | نظرات ()

دِلَمــــــــــ رَقصــــــــــ نِمیخواهَــــــــــد...
تَمامَشــــــــــ کُن دُنیــــــــــــــــــــا....
وَگَرنَه میشِــــــــــــــــــــکَنَم سازَتــــــــــ را اینبــــــــــار....



تاريخ : جمعه ٢٥ فروردین ۱۳٩٦ | ۸:٠٢ ‎ق.ظ | نویسنده : vanda | نظرات ()
هــَـر روز دیــوانــه تــَـر از دیــروز!


وهـیـچـکـَـس نــمے دانــَـد:


پـُـشـتـ ایـטּ دیــوانــگـے و سـَـرخـوشـے!!


چــه دردے را پـنـهــاטּ کـَـرده ام...


تاريخ : پنجشنبه ۸ فروردین ۱۳٩٢ | ۱٢:٠۳ ‎ب.ظ | نویسنده : vanda | نظرات ()

باز بی بابا نوشتم توی دفترم آب را

خیس کرده بی تو چشمم شیشه های قاب را

عکس پشت عکس می آیی تو با خاطره

من برای دیدن تو دوست دارم خواب را

بی حضورت چیستم؟دریای شور انگیز من

ماهی سرخی که می بوسد لب قلاب را

خواستم راهی شوم بعد از عبور تو ولی

هیچ دریایی نمی گیرد به خود مرداب را

نور می پاشی و دوری  از زمین أما هنوز

آلبوم آب دارد عکسی از مهتاب را. . .



تاريخ : یکشنبه ۱ بهمن ۱۳٩۱ | ۱٠:٢۱ ‎ق.ظ | نویسنده : vanda | نظرات ()

 

deborah.mihanblog.com

 

توی زندگی عاشق شدن نه برنامه ریزی شدست و نه با دلیل اتفاق میفته...

اما وقتی که عشق حقیقی باشه تبدیل میشه به برنامه ی زندگی

و دلیل زنده بودن

 وبرای همیشه همسر .

ممنون که عاشقم کردی ................ دوستت دارم




تاريخ : یکشنبه ۱٩ دی ۱۳٩٥ | ۱٠:۳۱ ‎ق.ظ | نویسنده : vanda | نظرات ()

کوچک که بودم،

کشتی هایم که غرق می شد،

سریع برگی از دفتر مشقم می کندم

 و دوباره یکی عین آن را می ساختم.

ولی حالا ...

روزهاست که کشتی هایم غرق شده و تنها،

در حسرت آنم،

که چرا دیگر دفتر مشقی ندارم؟!!



تاريخ : شنبه ۱٦ دی ۱۳٩۱ | ۸:٤٤ ‎ق.ظ | نویسنده : vanda | نظرات ()


” خدایا ” مرا دست بگیر و ببر…

پیش از آنکه مردم مرا سردست در کوچه ها ببرند . . .



تاريخ : چهارشنبه ٢٧ دی ۱۳٩۱ | ٩:٠۱ ‎ق.ظ | نویسنده : vanda | نظرات ()

.

خدای مهربانم !

از امروز تمامی مشکلاتم را با مداد

و نعمتهایم را با خودکار می نویسم !

می دانم که مشکلاتم را با پاک کن مهربانیت پاک خواهی کرد . . .



تاريخ : دوشنبه ٢٥ دی ۱۳٩۱ | ۸:۳٥ ‎ق.ظ | نویسنده : vanda | نظرات ()
تاريخ : شنبه ٢٥ آذر ۱۳٩۱ | ۱٠:٢٧ ‎ق.ظ | نویسنده : vanda | نظرات ()

 با این دنیا و مردمانش غریبه ام،

 با این آسمان و این زمین، حتی با این هوا غریبه ام

 نمی توانم در میانشان باشم، بگویم، بشنوم، بجوشم، بیاسایم، انس بگیرم و بیارامم

 بدنبال شهر غریبان می گردم...

 



ادامه مطلب
تاريخ : چهارشنبه ٢٧ دی ۱۳٩۱ | ۸:۱۳ ‎ق.ظ | نویسنده : vanda | نظرات ()

 

حرفهای زیادی بلد نیستم 

 از عشق چیزی نمی دانم

اما دوستت دارم

کودکانه تر از آنچه فکر کنی !



تاريخ : چهارشنبه ٢٧ دی ۱۳٩۱ | ۸:٤٧ ‎ق.ظ | نویسنده : vanda | نظرات ()

میگویند شکستنی رفع بلاست ،

 ای “دل” تحمل کن شاید حکمتیست !



تاريخ : پنجشنبه ٢۸ دی ۱۳٩۱ | ٧:۳٥ ‎ق.ظ | نویسنده : vanda | نظرات ()

 

 

خدایا از تجربه تنهاییت برایم !!!

بگو این روزها ...

سراپا گوشم !!!



تاريخ : چهارشنبه ۱٥ آذر ۱۳٩۱ | ۱۱:٢٩ ‎ق.ظ | نویسنده : vanda | نظرات ()
 
احساسم را نمیفروشم....

 حتی به بالاترین بها....

ولی...

آنگونه که بخواهم خرج میکنم..

برای انهایی که لایق هستند.



تاريخ : سه‌شنبه ۱٤ آذر ۱۳٩۱ | ۸:۳٥ ‎ق.ظ | نویسنده : vanda | نظرات ()
دلم تنگ است...

غریب آشنا با من،

دلم تنگ است باور کن

پس از تو

زندگی با مرگ همرنگ است باور کن

کمک کن تا دوباره جاده ها بی انتها باشد

نباشی پای رفتن های من سنگ است باور کن

و این بر شانه های عشق یک ننگ است باورکن


تاريخ : دوشنبه ٢٩ آبان ۱۳٩۱ | ۸:۱٢ ‎ق.ظ | نویسنده : vanda | نظرات ()

تصویر این روز های غم انگیزمان

 غروب مرگ آرزوهاست...!

 شاید فردا زندگی

 با تصویری در غربی ترین جای این شهر طلوع کند…



تاريخ : دوشنبه ٢٩ آبان ۱۳٩۱ | ۸:٠۱ ‎ق.ظ | نویسنده : vanda | نظرات ()

فقط یک کلمه ....

            مادر دوستتتتتتتتتتت دارم ماچ



تاريخ : دوشنبه ٢٩ آبان ۱۳٩۱ | ۸:۱٥ ‎ق.ظ | نویسنده : vanda | نظرات ()

الا ای برف!

چه می ‏باری بر این دنیای ناپاکی؟

بر این دنیا که هر جایش

رد پا از خبیثی است

مبار ای برف!

تو روح آسمان همراه خود داری

تو پیوندی میان عشق و پروازی

تو را حیف است باریدن به ایوان سیاهی‏ها

تو که فصل سپیدی را سرآغازی

مبار ای برف!



تاريخ : یکشنبه ٢۸ آبان ۱۳٩۱ | ٩:۱٩ ‎ق.ظ | نویسنده : vanda | نظرات ()

آدم ها هرگز نمیخواهند بفهمند

ارزش رفاقت خیلی بیشتر از رقابت است



تاريخ : شنبه ٢٠ آبان ۱۳٩۱ | ۱:٢٢ ‎ق.ظ | نویسنده : vanda | نظرات ()

خوب هم که باشی ، از بس بَدی دیده اند

خوبیهایت را باور نمیکنند.

نفرین به شهری که در آن غریبه ها آشناترند



تاريخ : شنبه ٢٠ آبان ۱۳٩۱ | ۱:٢٠ ‎ق.ظ | نویسنده : vanda | نظرات ()

پرنده ای که بال و پرش ریخته باشد مظلومیت خاصی دارد

باز گذاشتن در قفسش توهینی است به او

در قفس را ببند

تا زندان دلیل زمینگیر شدنش باشد ، نه پر و بال ریخته اش . . .



تاريخ : جمعه ٢٦ آبان ۱۳٩۱ | ۱:٢٦ ‎ق.ظ | نویسنده : vanda | نظرات ()

شکست بخشی از زندگیست

اگر شکست نخورید ، نمی آموزید

و اگر نیاموزید ، هرگز تغییر نخواهید کرد . . .



تاريخ : شنبه ٢٠ آبان ۱۳٩۱ | ٢:٠٤ ‎ق.ظ | نویسنده : vanda | نظرات ()

شکست بخشی از زندگیست

اگر شکست نخورید ، نمی آموزید

و اگر نیاموزید ، هرگز تغییر نخواهید کرد . . .



تاريخ : شنبه ٢٠ آبان ۱۳٩۱ | ٢:٠٤ ‎ق.ظ | نویسنده : vanda | نظرات ()

شکست بخشی از زندگیست

اگر شکست نخورید ، نمی آموزید

و اگر نیاموزید ، هرگز تغییر نخواهید کرد . . .



تاريخ : شنبه ٢٠ آبان ۱۳٩۱ | ٢:٠٤ ‎ق.ظ | نویسنده : vanda | نظرات ()

 

زندگی کوتاه تر از آن است که به خصومت بگذرد

 و قلبها گرامی تر از آن هستند که بشکنند

 لبخند بزنیم و زیبا زندگی کنیم

فردا طلوع خواهد کرد حتی اگر نباشیم....

 



تاريخ : چهارشنبه ٢٧ دی ۱۳٩۱ | ۱٠:٤۳ ‎ق.ظ | نویسنده : vanda | نظرات ()

دیـــــــــــــروز:
ســآدگی زیباتـرین رنگــــــــــ دنیـآ بود..
امـــــــــــــــروز:
ســـــــــادگی بزرگــ ترین خــــطای آدمــــــــــهآست
 



تاريخ : چهارشنبه ٢٧ دی ۱۳٩۱ | ٩:۳٤ ‎ق.ظ | نویسنده : vanda | نظرات ()

" نردبان دلم شکسته است می شود برای من کمی دعا کنی؟

یا اگرخدا اجازه می دهد،کمی به جای من خدا خدا کنی؟

راستش دلم مثل یک نماز بین راه،خسته و شکسته است،

می شودبرای بیقراری دلم سفارشی به آن رفیق باوفا، خدا کنی! "



تاريخ : یکشنبه ۱٤ آبان ۱۳٩۱ | ۱٠:۳٥ ‎ق.ظ | نویسنده : vanda | نظرات ()

 

به سراغ من اگر میایی تند و اهسته چه فرقی دارد

هر جور دلت خواست بیا

مثل سهراب دگر جنس تنهایی من چینی نیست

که ترک بردارد، مثل آهن شده است...



تاريخ : یکشنبه ۳٠ مهر ۱۳٩۱ | ۱٠:۱٥ ‎ق.ظ | نویسنده : vanda | نظرات ()

در این شهر صدای پای مردمی است

که همچنان که تو را می بوسند طناب دار تو را می بافند ،

 مردمی که صادقانه دروغ می گویند و خالصانه به تو خیانت می کنند ،

در این شهر هر چه تنهاتر باشی پیروزتری...



تاريخ : چهارشنبه ۱٠ آبان ۱۳٩۱ | ۸:٢٢ ‎ق.ظ | نویسنده : vanda | نظرات ()
 
گاهی آدم دلش می خواهد کفش هاش را دربیاورد ،
یواشکی نوک پا نوک پا از خودش دور شود ،
بعد بزند به چاک،
فرار کند از خودش...


تاريخ : یکشنبه ۳٠ مهر ۱۳٩۱ | ۱:٠٠ ‎ب.ظ | نویسنده : vanda | نظرات ()
 
وضع ما در گردش دنیاچه فرقی میکند؟

 زندگی یا مرگ بعد از ما چه فرقی میکند؟

ماهیان آب و ماهیان روی خاک

 وقت مردن ساحل و دریا چه فرقی میکند؟

 سهم ما وقتی ازخاک مستطیلی بیش نیست

  جای ما اینجاست یا آنجا چه فرقی میکند؟

 یادشیرین تو زندگی را برمن تلخ کرد

 تلخ و شیرین جهان اما چه فرقی میکند؟

مثل سنگی زیرآب ازخویش میپرسم مدام

ماه پایین است یا بالا چه فرقی میکند؟

فرصت امروز هم با وعده ی فردا گذشت

 بی وفا امروز با فردا چه فرقی میکند؟



تاريخ : یکشنبه ۳٠ مهر ۱۳٩۱ | ۱٠:۱٦ ‎ق.ظ | نویسنده : vanda | نظرات ()

اینجا زمین است رسم آدم هایش عجیب است!
اینجا گم که مى شوى
به جاى اینکه دنبالت بگردند
فراموشت مى کنند ...



تاريخ : یکشنبه ۳٠ مهر ۱۳٩۱ | ۱:٢٥ ‎ب.ظ | نویسنده : vanda | نظرات ()

نباید شیشه را با سنـــــــــگ بازی داد !
نباید مست را در حال ِ مستــــــی . . . دست ِ قاضـــــــــی داد !
نباید بی تفاوت !
چتر ماتـــــــــــــــــم را . . . به دست ِ خیــــــــــــــــس ِ باران داد !
کبوترها که جز پرواز ِ آزادی نمی خواهند !
نباید در حصار ِ میـــــــــــــله ها . . . با دانه ای گنــــــدم . . . به او تعلیم ِ مانـــــــــــدن داد !



تاريخ : یکشنبه ۳٠ مهر ۱۳٩۱ | ۱:٤٠ ‎ب.ظ | نویسنده : vanda | نظرات ()
باید اهسته نوشت"

با دل خسته نوشت

     بالب بسته نوشت

     گرم وبر رنگ نوشت

          روی هر سنگ نوشت

          تا بدانند همه

              که اگر عشق نباشد دل نیست... 



تاريخ : شنبه ٦ آبان ۱۳٩٦ | ۸:٠٠ ‎ق.ظ | نویسنده : vanda | نظرات ()
گرچه الوده دنیای غریبم اما...
 
سینه ای پاک به پهنای صداقت دارم؛
 
 دستانم  عاطفه را می فهمند؛
 
با  عشق رفاقت دارم ...


تاريخ : پنجشنبه ۱۱ آبان ۱۳٩۱ | ٧:٥٦ ‎ق.ظ | نویسنده : vanda | نظرات ()

آنقدر زمین خورده ام که بدانم برای برخاستن;

نه دستی از برون که همتی از درون لازم است...

حالا اما نمی خواهم برخیزم می خواهم اندکی بیاسایم

فردا برمی خیزم

وقتی که فهمیده باشم چرا زمین خورده ام!!!



تاريخ : یکشنبه ٢۳ مهر ۱۳٩۱ | ۸:۱٦ ‎ق.ظ | نویسنده : vanda | نظرات ()
بعضی وقتا سکوت میکنی
چون اینقدر رنجیدی که نمی خوای حرفی بزنی ...
بعضی وقتا سکوت میکنی
چون واقعآ حرفی واسه گفتن نداری ...
گاه سکوت یه اعتراضه ، گاهی هم انتظار ...
اما بیشتر وقتا سکوت ...
واسه اینه که هیچ کلمه ای نمی تونه
 غمی رو که توو وجودت
داری ، توصیف کنه ...


تاريخ : چهارشنبه ۱٩ مهر ۱۳٩۱ | ۱٢:٤٧ ‎ب.ظ | نویسنده : vanda | نظرات ()
دیروز و فردا هر دو نامردند ...!

دیروز با خاطراتش 

و 

 فردا با وعده هایش ...

 مرا فریب دادند 

تا

 نفهمم امروزم چگونه گذشت...

 
 
 
 


تاريخ : چهارشنبه ۱٩ مهر ۱۳٩۱ | ۱٢:۳٦ ‎ب.ظ | نویسنده : vanda | نظرات ()

 این جا آنقدر شاعرانه دروغ مـﮯ گویند

  و آنقدر در دروغ هایشان شاعر مـﮯ شوند
  که نـمــﮯ دانـم
 در ایـن سـرزمـیــن
 با ایـنـهـمــه فــریــبـــــ
چگونه ست که دلم هنـوز

 خواب بـاران را دوسـت دارد ! ! !
 


تاريخ : چهارشنبه ۱٩ مهر ۱۳٩۱ | ۱٢:٢٦ ‎ب.ظ | نویسنده : vanda | نظرات ()

دلم بوی بارون و هوای خنک میخواد...

یه هوای ابری با یه قدم زدن طولانی...

 

تنها برخی از آدمها

 باران را احساس می کنند!!

بقیه فقط خیس می شوند.

 



تاريخ : چهارشنبه ۱٩ مهر ۱۳٩۱ | ۱٢:۱٤ ‎ب.ظ | نویسنده : vanda | نظرات ()

بــعــضــی حــرفا رو نــمــیــشــه گــفــت ، بـــــایـــــد خــــورد !

ولی بعضی حرفارو ، نـــه میشه گــفــت ،نـــه میشه خـــورد !

میمونه سردل ! میشه دلتنگی ! میشه بغض ! میشه سکوت !

میشه همون وقتایی که خودتم نــمــی دونــی چـه مــرگــتــه !



تاريخ : چهارشنبه ۱٩ مهر ۱۳٩۱ | ۱٢:٠٠ ‎ب.ظ | نویسنده : vanda | نظرات ()

دیروز میگفتم :

مشقهایم را خط بزن … مرا مزن

روی تخته خط بکش … گوشم را مکش

مهر را در دلم جاری بکن … جریمه مکن

هر چه تکلیف میخواهی بگیر … امتحان سخت مگیر

اما کنون ..

مرا بزن … گوشم را بکش .. جریمه بکن .. امتحان سخت بگیر

مرا یک لحظه به دوران خوب مدرسه باز گردان



تاريخ : چهارشنبه ۱٩ مهر ۱۳٩۱ | ۱٠:٤٤ ‎ق.ظ | نویسنده : vanda | نظرات ()

برای همسایه که نان مرا ربود،نان،

برای عزیزانی که قلب مرا شکستند،مهربانی

برای کسانی که روح مرا آزردند،بخشش

و برای خویشتن خویش آگاهی و عشق می طلبم.



تاريخ : چهارشنبه ۳ آبان ۱۳٩۱ | ٧:۳٤ ‎ق.ظ | نویسنده : vanda | نظرات ()

زمانه عوض شده

پتروس، فرار می کند!
کبری، تصمیـم نمی گیرد!
دهقان، فداکاری نمی کند!
پسر ِ شجـاع، ترسو شده است!
لوک، بــدشانسی می آورد!
پلنگ ِ صورتی، زرد شده است!
میتـی کومان، استعفـا داده است!
پروفسور بــالتازار، جعلی مدرک گرفته است!
ای کیــو ســان، مـُـدل ِ مو عوض می کند!
دو قلـــوها، دست ِ هــم را نمـــی گیــرند!
رابین هـود، بــا دزد ها رفیق شده است!
پینوکیـو، به فکر ِ جرّاحی ِِ بینی است!
یـوگی، دوستـانش را مـی فروشـد!
پـت و مـت، پُست و مقام گرفته اند!
دخترک ِکبریت فروش، رفته دوبی !
ولی... ولی چوپـان ِ دروغگو، هنوز دروغ می گوید!



تاريخ : شنبه ٦ آبان ۱۳٩۱ | ٧:٥٥ ‎ق.ظ | نویسنده : vanda | نظرات ()

گاه دلتنـــــــگ می شوم دلتنـگتر از تمام دلتنگـــــــــی ها

حسرت ها را می شمارم

و باختن ها

وصدای شکستن را

... نمیدانم من کدامین امید را ناامید کردم

وکدام خواهش را نشنیدم

وبه کدام دلتنگی خندیدم

که چنین دلتنگــــــــــــــــم



تاريخ : دوشنبه ۱ آبان ۱۳٩٦ | ٩:٢۸ ‎ق.ظ | نویسنده : vanda | نظرات ()

دارم سعی می کنم همرنگ جماعت شوم،

آهای جماعت...

میشود کمکم کنید؟؟؟؟؟؟

شما دقیقا چه رنگی هستید؟!



تاريخ : دوشنبه ۱٧ مهر ۱۳٩۱ | ٩:٢٢ ‎ق.ظ | نویسنده : vanda | نظرات ()
تاريخ : دوشنبه ۱٧ مهر ۱۳٩۱ | ٩:۱۸ ‎ق.ظ | نویسنده : vanda | نظرات ()

زندگی یعنی :

ناخواسته به دنیا آمدن

مخفیانه گریستن

دیوانه وار عشق ورزیدن

و عاقبت در حسرت آنچه دل میخواهد

 و منطق نمیپذیرد، مردن .

 



تاريخ : دوشنبه ۱٧ مهر ۱۳٩۱ | ٩:۱٦ ‎ق.ظ | نویسنده : vanda | نظرات ()

بعضی زخــــم ها هســــــت که هـــــــــر روز بــــایـــد روشونو باز کنــــی

و نـــــــــمـــــــــــــک بپـــــــــــاشــــــــــ ــــی ...

تــــــــا یــــــــــادت نـــــــــــــره که ســــــــــــــراغ بعضـــــــــــی آدمـــــــــــــا

نبــــــــــــــــــــایـ ـــــــد رفـــــــــــت ، نــــــــــــــبـایـــد! ! !

 



تاريخ : دوشنبه ۱٧ مهر ۱۳٩۱ | ٩:۱٠ ‎ق.ظ | نویسنده : vanda | نظرات ()

به ما گذشت نیک و بد، اما تو روزگار

فکری به حال خویش کن، این روزگار نیست



تاريخ : دوشنبه ۱٧ مهر ۱۳٩۱ | ۸:٤٤ ‎ق.ظ | نویسنده : vanda | نظرات ()

به سلامتی هر کس که درونش داره میسوزه اما ترجیح میده لبهاش و بدوزه



تاريخ : دوشنبه ۱٧ مهر ۱۳٩۱ | ۸:٤۱ ‎ق.ظ | نویسنده : vanda | نظرات ()

 

چقدر خوبه که آدم یکی رو دوست داشته باشه،

 نه به خاطر اینکه نیازش رو برطرف کنه،

 نه به خاطر اینکه کسی دیگه رو دوست نداره،

نه بخاطر اینکه تنهاست،

 نه از روی اجبار،

فقط به خاطر اینکه اون شخص ارزش دوست داشته شدن رو داره.قلب



تاريخ : شنبه ۱٥ مهر ۱۳٩۱ | ۱۱:٢۳ ‎ق.ظ | نویسنده : vanda | نظرات ()

 

چقدر خوبه که آدم یکی رو دوست داشته باشه،

 نه به خاطر اینکه نیازش رو برطرف کنه،

 نه به خاطر اینکه کسی دیگه رو دوست نداره،

نه بخاطر اینکه تنهاست،

 نه از روی اجبار،

فقط به خاطر اینکه اون شخص ارزش دوست داشته شدن رو داره.قلب



تاريخ : شنبه ۱٥ مهر ۱۳٩۱ | ۱۱:٢۳ ‎ق.ظ | نویسنده : vanda | نظرات ()

 

چقدر خوبه که آدم یکی رو دوست داشته باشه،

 نه به خاطر اینکه نیازش رو برطرف کنه،

 نه به خاطر اینکه کسی دیگه رو دوست نداره،

نه بخاطر اینکه تنهاست،

 نه از روی اجبار،

فقط به خاطر اینکه اون شخص ارزش دوست داشته شدن رو داره.قلب



تاريخ : شنبه ۱٥ مهر ۱۳٩۱ | ۱۱:٢۳ ‎ق.ظ | نویسنده : vanda | نظرات ()

یادمه بچگی هام..

وقتی میرفتیم قبرستون یا امام زاده

تمام سعی خودم رو میکردم تا پاهام رو نذارم روی قبرا !

تا روی یکیشون پام میرفت , جیگرم آتیش میگرفت

چشامو میبستم , زودی تو دلم براش صلوات میفرستادم

چند سال گذشت , من بزرگتر ,

 



ادامه مطلب
تاريخ : چهارشنبه ٢٧ دی ۱۳٩۱ | ٩:٥٤ ‎ق.ظ | نویسنده : vanda | نظرات ()

 

 

بزرگ که می شوی
غصه هایت زودتر از خودت قد می کشند
دردهایت نیز
…غافل از آنکه لبخندهایت را
در آلبوم کودکیت جا گذاشته ای
شاید بزرگ شدن اتفاق خوبی نباشد



تاريخ : دوشنبه ۱٠ مهر ۱۳٩۱ | ٩:٥٠ ‎ق.ظ | نویسنده : vanda | نظرات ()

آهای تویی که به بهشت و جهنم تو آخرت اعتقاد داری.....
خواهشا به انسانیت تو این دنیا هم معتقد باش.



تاريخ : شنبه ۸ مهر ۱۳٩۱ | ۱٠:٥٥ ‎ق.ظ | نویسنده : vanda | نظرات ()

اینگونه نگاهم نکن

کلمات را گم کرده ام ...

دارم با سکوت جمله می سازم ...



تاريخ : یکشنبه ٢۳ مهر ۱۳٩۱ | ۸:٢۳ ‎ق.ظ | نویسنده : vanda | نظرات ()

زمان خیلی زود میگذرد ...

حالِ الان ما با حال دیروزمان پر از تفاوت است...

آن روزها ما قادر بودیم

از هر اتفاقی،

یک شادی طولانی بسازیم!

و این روزها

سخت بدنبال یک اتفاقیم...



تاريخ : سه‌شنبه ٤ مهر ۱۳٩۱ | ۱٢:٥۸ ‎ب.ظ | نویسنده : vanda | نظرات ()

  • آفساید
  • ساکن
  • کارت شارژ همراه اول